روز میلاد گل باغ هدی
|
|
|
آقاجونم.... دلم برای صفحات انتظارت خیلی تنگ شده بود... دلم برای خلوت کردن باهات تنگ شده بود. دلم برای همه حرفای تکراری لک زده بود. سیدی... میدونم همیشه کنارمونی... میدونم هر چقدر هم بد باشیم و با کارامون دل مبارکتو برنجونیم، بازم مهربونی. بازم حمایتمون میکنی... بازم باهامونی...
آقاجون... چقدر قشنگ حضورت رو بهمون می فهمونی. گل نرگس.... قرار دل بی قرارم، هنوزم نمی خوای ارومم کنی؟ نمی خوای قرارم باشی؟ همین طوری روزا داره میگذره، هر طرف رو نگاه میکنی هنوزم دنیا، همون دنیاست با همون رنگ دنیاییش. اقاجون خسته شدم از همه دنیا و دنیاییهاش. اون دلایی که اسفالت شده و تو برهوت انتظارشون هیچی جز خار و خاشاک پیدا نمیشه. خسته شدم از همه سراب هایی که سراسر زندگیمونو گرفته. اقاجون... یه دهه گذشت، هنوز صدای انا المهدی نشنیدیم. نکنه بازم...... نکنه بازم لیاقت نداشته باشیم. اگه این رمضونی نتونیم خودمونو برا اومدنت اماده کنیم، اون وقت.......... نه!!!!
آقاجون... خودت دعا کن برا ظهور... نمیدونم چرا ما هر چی می خوایم خالصانه دعا کنیم، همش یه جورایی............
مولا... میدونم که ما غایبیم و تو منتظر ما...... ولی ازت می خوایم عین همیشه بنده نوازی کنی.
مولا... برامون دعا کن. دعا کن منتظرت بشیم. دعا کن برا ظهورت خالصانه دعا کنیم. دعا کن تو زندگیمون حسّت کنیم. دعا کن هیچ وقت به ذهنمون خطور نکنه که تنهامون گذاشتی. دعا کن درک کنیم که لحظه لحظه نفس کشیدنمون رو می بینی و...........
قرار دل بی قرارم................ دیگه بیا.................
السلام عليک يا بقيه الله فی ارضه
اللهم عجل لوليک الفرج و العافيه و النصر
اللهم اجعل من انصاره و اعوانه
العجل يا العجل يا مولای يا صاحب العصر و الزمان ادرکنی
یا علی
هر كس چهل روز صبحدعاي فرج را بخواند
خداوند ديدار حضرمهدى عليه السلام را روزى او گرداند. (ان شاء الله )
در موسم شكفتن غنچه گلستان به آسمان تبسم مي كند درزمستاني كه خداوند به خلايق لبخند مي زند بهاره دلم سبز به سرخي ميشكوفت تا چشمانم سوي خدالبخند زند بيا از نو با لبخند به خدا آغاز كنيم بيا خدارا بخندانيم بگذاريم بغض بگريد دلمان را زير سقف خدا پهن كنيم بيا بر شاخساري بريده درآب روان ، بر موج برقصيم و نلرزيم تا دردل هم بشكوفيم .
به نام خداي حسابگر
حسابساز ، حسابرس وحسابدار زمين وآسمان وهرآنچه در اوست
هم او كه افتتاحيه واختتاميه همه حسابهاوكتابهاست .
ترازش هميشه موزون وموجوديهايش هميشه در فزون مطالبات ومشكوك الوصولي ندارد .
چه اينكه كسي از قدرت لايزال اونميتواند بگريزد واستهلاك انباشته محاسبه كه در حوزه نمي گند كه گويا در حسابداري اوچيزي بي ارزش نميشود .
به كسي كه ماليات نمي دهد واز كسي به ناحق چيزي نميگيرد .
نه سهامي است وتضامني هيچ شراكتي باكسي ندرا د .
تك مالكي است بي رقيب .
هيچ تلفيق وادغام وتر كيبي در حوزه شخصيتش تعريف شدني نيست .
حسابداري تورمي ندارد .
حسابداريش آنقدر خالص است كه دور ه مالي در آن تعريف ناشدني وواحد پولي
در آن بي معناا ست .
شخصيتش حوزه محدودي ندارد وازل وابد رادر برميگيرد .
تداومش يك فرضيه نيست يك فرض وحقيقتي محض است .
مديريتش حسابداري است وحسابداريش عدالت .
مديريت كه برمدارا ست وبه مثقال ذره هم ميرسد وچيزي در آن از قلم نمي افتد .
فضل وبخشش اوست كه برمدار اهميت ميچرخد وسرمايه بندگان اميدواري به اوست ...
وهمان است كه رهايي بخشش آنان از حساب وكتابش خواهد بود .
آنجا كه مستجاب ميگرداند دعاي برترين آنهاست رادر حق همه عالم كه :
(الهــــي عاملنابه فضلك لاتعاملنا به عدالك ).