خداوند شهیدان را در قیامت بالها وجلال وعظمت ونورانیتی داده که اگر انبیاء از مقابل اینها بگذرند به احترام اینها پیاده میشوند . (( حضرت علی (ع))))
وقتی یاد آنروزهایی می افتم که شهیدی می آوردندوما از طرف مدرسه به تشییع جنازه شهیدمیرفتیم ومن باکنجکاوی جلو میرفتم تا جنازه راببینم، مادر شهید رامیدیدم که فریاد میزد خدایا من این هدیه را به خاطر تو ودین تواسلام دادم از من بپذیر تعجب میکردم که چطور یک مادر اینقدر میتواند ایثار گر باشد حتی یک مادر روستایی بی سواد !! آن موقع په خودم میبالیدم که ما چه مادرهایی داریم !!!به ادامه ی مطلب برویدادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 30 تیر1387ساعت 0:49  توسط فرشته اعظمی
|
زینب که بنام زین اب بود
برخلقت این جهان ، سبب بود
از جد گرامیش پیمبر
این نام خجسته ، منتخب بود
![]() زینب که دل وروح دلیری دارد
دریاری دین ، سهم کثیری دارد
همچون حسن وحسین وزهرا وعلی (ع)
نیروی شکست ، ناپذیری دارد .
رحلت جانگداز حضرت زینب کبری (ع)
بر عاشقان خاندان عصمت وطهارت تسلیت باد .
+ نوشته شده در جمعه 28 تیر1387ساعت 23:31  توسط فرشته اعظمی
|
ادامه ی مطلب را بخوانید ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه 28 تیر1387ساعت 22:49  توسط فرشته اعظمی
|
بانوی سبز پوش ( از خاطرات واقعی )![]() یک ر وز عصر در حالی که درمنزل بودم ناگهان تلفن زنگ زد گوشی رابرداشتم از آن طرف خط صدای یگانه یکی از شاگردانم را شنیدم که نگران گفت خانم مادرم حالش بدشده بردنش بیمارستان گفتند ببرید کرمانشاه پدرم اونوبا آمبولانس برده کرمانشاه وآنجا هم اعزامش کردند تهران اما نمیدانم کدام بیمارستان، وهیچ خبری هم ازشان ندارم، ترا به خدا یک کاری بکنید من که کاری نمیتوانستم بکنم شروع کردم به دلداری دادن وآرام کردنش چند روز بعد خبرداد که مادرم خوب شده وخطری نبوده وقراره که برگرده شهرمان، گفتم خدا راشکر اما گفت خانم بیشتر شبیه یک معجزه بوده ،چون به قدری حالش بد بوده که اورزانسی فرستادنش تهران والان میگن چیزی نیست ،این برای من شده یه معما، منهم خودم تعجب کردم تااینکه پس از دوهفته مادرش با دسته ای گل ویک پلاک طلا مزین به نا م الله به مدرسه آمد دیدنم وکلی تشکرکرد از اینکه به دخترش دلداری دادم وتنهایش نگذاشتم، اما یک نامه هم بهم داد که گفت نمیتوانم حرف بزنم توی نامه نوشتم ومضمون نامه این بوده که، خواب دیده دخترش با دوستش وارد حیاط مدرسه شده وبه زمین افتاده اما دوستش اورا جا گذاشته ورفته ودستش آسیب دیده ، در این حال من با دوبانو یکی بالباسهای سفید ویکی بالباسهای سبز وارد حیاط شدیم بانوی سبز پوش پارچه سفیدی را از بانوی سفید پوش گرفته وباآن بازوی دخترش را میبندد ومیگوید چیزی نیست کمی آسیب دیدی به زودی خوب میشوی، فردای آن روز دکترش میگوید خطر رفع شده وشما در کمال صحت وسلامتی هستیدبه خاطر همین آمدم ازدتون تشکر کنم که راست میگویند دعای معلم در حق دانش آموزش مستجاب است .
نیتجه میگیریم که انسان باید همیشه توکل به خدا داشته باشد ومطمئن باشد تا خدا وند نخواهد برگی از درخت نمی افتد واینکه اگر همه بدانند که در دریای زندگی خودشان را به دست تقدیر بسپارند شناور باشند نه اینکه دست وپابزنند وشنا کنند همه در کمال آرامش خواهند بود وخداوند هم امورات آنهارا هرطور که صلاح باشد اصلاح میکند .
+ نوشته شده در جمعه 28 تیر1387ساعت 22:47  توسط فرشته اعظمی
|
نور حق
|
||||||||||||
| بأي ذنب قتلت اینان مردان بی گناه قبایل شیعه پاکستان هستند که توسط تروریست های طالبان به شهادت رسیده اند. |
![]() |
به گزارش شیعه آنلاین، اینان مردان بی گناه قبایل شیعه پاکستان هستند که توسط تروریست های طالبان به سرکردگی "عطا الرحمن" و "کرنال مجید" ربوده شده و پس از شکنجه ددمنشانه سر بریده شدند و به شهادت رسیدند. بدنهای سوخته و قطعه قطعه شده آنان در روز 19 ژوئن 2008 میلادی پیدا شد.
(این جملات بالای این عکس ها نوشته شده است)



**********************************************
فریدون مشیری (برگرفته از گزیدنه اشعارریشه در خاک

نوشته شده توسط محفل فاطمیون اراک در سوم تیر 1387
میلاد کوثر نور برمومنان مبارک