تبليغاتX
صفای دل
یه روز توی منزل نشسته بودم تلویزیون راکه روشن کردم داشت حرم آقا اما رضا(ع) را نشان میداد خیلی دلم گرفت گفتم الان یه عده ای نشستندآنجا ودارند دعا میخوانند ومن در اینجادور از حرم آقا م  واز ته دل گفتم آقا جان چه میشه الان آه همین الان منو به حضور خودت بطلبی ؟تااینراگفتم هنوز کلمه آخر از دهنم در نیامده بودکه تلفن زنگ زد گوشی رابرداشتم، دیدم از آن طرف خط از استانداری زنگ زدند وگفتند ببخشید خانم ....؟گفتم بله، گفتند ما میخواهیم بچه های بنیاد شهید را به اردوی مشهد مقدس ببریم دنبال یه معلم ورزش میگردیم با این مشخصات واسم شما راگفتند لطف میکنید با بچه های ما به مشهدمقدس برین...؟ وای خدا منکه ماتم برده بود که چه باسرعت اقا دعوتم کرد در حالی که اشک در چشمانم حلقه بسته بود گفتم بله بله حتمامیام ومبهوت گوشی راگذاشتم جل الخالق حالا معنی این را فهمیدم که تااز ته دل وباخلوص نیت بگی امام رضا (ع)منوبطلب دعوت نامه ات حاضر است یعنی چه ...
+ نوشته شده در  شنبه 5 مرداد1387ساعت 8:50  توسط فرشته اعظمی  |