|
کرامات رضوی (6)
دلم میخواهد بازم از کرامات امام رضا (ع) برایتان بگویم . اخیرا به مشهد مقدس مشرف شدم که انشاء الله قسم همه شما عاشقان کوی دوست شود .در کرامات (5) گفتم که چطور آقا طلبید امابگذارید بگویم چه اتفاق جالب دیگری افتاد روز اول که به زیارت رفتیم کلا صواب تمام عبادات خود را به روح پدرم هدیه کردم وروز دوم هم برا ی خودم . اما شبی که برگشتم خواهر زاده ام در عالم خواب دیده بود که من دارم از مشهد مقدس میایم وقتی آنها برا ی استقبال می آیند من وپدرم را با هم دیده اند که از مشهد میاییم . جل الخالق پس روح پدرم در مشهد مرا همراهی کرده است تازه فهمیدم که دوستم که امسال باهم به مکه مکرمه رفته بودیم همسرش راکه پانزده سال پیش فوت کرده در عالم خواب میبیند که در اطاق هتل پشت پنجره میبیند وازش میپرسد که شما اینجا چکارمیکنید میگوید من سه روز است که در مدینه هستم وایندر حالی بود که دوستم هم سومین روزی بود که در مدینه اقامت نموده بود پس همسرش هم سفر معنوی کرده است . اما وقتی آنجا بودیم از طریق یکی از فامیل از غذای مهمانسرا دو پرس برایمان آورد جمع ما 27 نفر بود همه ازش خوردند وحساب کردم که حدود پنجاه نفر از آن غذای تبرکی خوردند خدایا چه برکتی داشت این غذای آقا . اینها رامیگم برای آنها که دلشان از بس گناه کرده اند تیره شده وباور نمیکنند که در پرده غیب چه ها میگذرد .
+ نوشته شده در پنجشنبه 10 اردیبهشت1388ساعت 2:1  توسط فرشته اعظمی
|
|
|