|
ن والقلم ومایستطرون
ای معلم ای شکوه ایثار آی آنکه طلوع تو غروب تباهی است وکلام تونشات گرفته از چشمه الطاف خداوندی ای همیشه بهار ای انسان بی خزان تو خورشیدی توکلام وآیت خدایی توسبوی آب گوارایی هستی که باآن میتوان جهانی را سیراب کرد تو مانند گلی هستی در میان شوره زار جهل ونادانی که عاقبت با مهرت شوره زار را به گلستان مبدل میکنی ای بهارایمان ای غنچه تقوی تو را چگونه بسرایم ترا چگونه بخوانم که جز معلم کلامی به غایت آن ندیدیم چگونه میتوان تورا فهمید ای گسترده ی بی نهایت ای افق بی انتها جاودانه مانی ای همیشه بهار ای خوب ای نجیب راهت همیشه مستدام وراه تورا سبز انبیا جاودانه مانی ای همیشه بهار
+ نوشته شده در دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 1:3  توسط فرشته اعظمی
|
|
|